مؤلف مجهول
58
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
او را باصفهان خوانده در اصفهان بعد از ملكشاه بنام او خطبه كرده بوذند و او ازين سبب بجنگ بركيارق شتافت با پنجاه هزار سوار ششم ماه شعبان مقابل شدند . لشكر او را بركيارق بشكست او بعد از هزيمت با خوآص خود نزد بركيارق آمذ بحيله امان خواست در كمين بوذ چون بخوى آمذند بركيارق دريافت كرد ، در ميان شب يلبرد و آقسنقر و بوزان « 1 » او را كشتند كه غلامان او بودند از مخالفت او بركيارق را آگاه كردند . ايشان را نوازيذ . ششم ماه ذى القعده سنه ست و ثمانين و اربعمايه « 2 » بركيارق ببغداد در آمذ در پانزدهم ماه محرم خليفه مقتدى را مرگ مفاجا « 3 » واقع شد . بر پسرش بيعت كردند . خلافت ابو العباس احمد بن المستظهر بن المقتدى بيست و چهار سال و سه ماه و چهارده روز بوذ . روز دوشنبه هژدهم ماه محرم بر وى بيعت كردند و بركيارق را خلعت و لوا داد . در پانزدهم ربيع الاول بركيارق آهنگ موصل كرد . چون تكش كه برادر ملكشاه بوذ كور كرده بقلعهء تكريت « 4 » فرستآذه بوذ بركيارق فرموذ كه بيرون آوردند ، كشتند و تتش برادر ملكشاه در دمشق بود و آقسنقر
--> كرد و بر او ظفر يافت . اسماعيل ياقوتى به دست قمشتگين اتابك سابق بركيارق اسير گشت و در رمضان سال مذكور كشته شد . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 440 . ( 1 ) . بوزان از سرداران ملكشاه بود ، كه بعد از تسلط ملكشاه بر ساحل مديترانه از طرف وى به حكومت الرها گماشته شد . تاج الدوله تتش عم بركيارق بوزان و قسيم الدوله آق سنقر را كشت . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 92 ، حسينى ، اخبار الدولة السلجوقيه صص 76 - 75 - 72 . ( 2 ) . 486 . ( 3 ) . اصل : مجافا . ( 4 ) . سى ميلى شمال سامرا در جانب باخترى دجله ، آخرين شهر عراق به شمار مىآيد و براى قلعهء عظيمى كه داشت و مشرف به شط بود معروفيت داشت . ابن حوقل گويد : اكثريت اهالى تكريت مسيحى مىباشند و صومعهء بزرگى در آن شهر دارند . حمد الله مستوفى گويد : « از تكريت خربزه نيكو باشد . گويند كه در يكسال سه نوبت زرع كنند » و مقدسى گويد : « در اين شهر پارچههاى پشمى خوب به عمل مىآيند » . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 62 ، مستوفى ، نزهة القلوب ص 138 .